به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ جنگی که آمریکا و رژیم صهیونیستی با تصور یک پیروزی برقآسا علیه ایران آغاز کردند، حالا با گذشت زمان، بیش از پیش چهره واقعی خود را نشان میدهد؛ جنگی که قرار بود ظرف ۳ روز به فروپاشی توان دفاعی ایران، تسلیم تهران و براندازی جمهوری اسلامی منتهی شود، در عمل به یکی از پرهزینهترین و سنگینترین پروژههای جنگطلبانه تاریخ حضور نظامی رژیم تروریست آمریکا در منطقه و دنیا بدل شد. تقریبا هر چند روز یک بار، ابعاد تازهای از خسارات سنگینی که واشنگتن در جریان این جنگ متحمل شده، از دل گزارشهای رسانهای، تصاویر ماهوارهای و اعترافات تدریجی مقامها و اندیشکدههای غرب بیرون میآید؛ خساراتی که در روزهای نخست، دولت آمریکا و پنتاگون تلاش داشتند با سانسور خبری، محدودسازی انتشار تصاویر ماهوارهای و روایتسازی رسانهای آنها را پنهان کنند.
آمریکا و رژیم صهیونیستی جنگ اخیر علیه ایران را با مجموعهای از اهداف اعلامی و پنهان آغاز کردند. مقامهای واشنگتن و تلآویو آشکارا از «نابودی توان موشکی و پهپادی ایران»، «فلج کردن ساختار نظامی جمهوری اسلامی» و «تغییر قطعی رژیم» سخن میگفتند. آنها تصور میکردند با اتکا به برتری هوایی، حملات گسترده اولیه، عملیات تروریستی علیه امام شهید انقلاب اسلامی و فرماندهان عالیرتبه میتوانند ظرف مدت بسیار کوتاهی ساختار فرماندهی ایران را دچار فروپاشی و تهران را وادار به تسلیم کنند.
در همین چارچوب در اولین روز جنگ، موجی از حملات هوایی، موشکی و عملیاتهای تروریستی علیه ایران آغاز شد؛ حملاتی که با ترور و شهادت حضرت آیتاللهالعظمی امام سیدعلی خامنهای و تعدادی از فرماندهان عالیرتبه نظامی ایران همراه بود اما برخلاف تصور واشنگتن و تلآویو، نهتنها ساختار دفاعی و فرماندهی ایران فرونریخت، بلکه تهران توانست ضمن حفظ انسجام عملیاتی خود، به فاصله کوتاهی وارد مرحله ضدحمله شود.
جنگی که قرار بود ۳ روزه تمام شود، به یک نبرد فرسایشی ۴۰ روزه برای آمریکا تبدیل شد؛ نبردی که در آن ایران توانست ضربات سنگین و کمسابقهای به رژیم اشغالگر و بویژه آمریکا وارد کند. حملات موشکی و پهپادی ایران نه فقط سرزمین اشغالی، بلکه شبکه گسترده پایگاههای آمریکا در سراسر منطقه را هدف گرفت. از عراق و سوریه گرفته تا بحرین، کویت، عربستان، اردن و دیگر نقاط خلیج فارس، تقریبا هیچ مرکز مهم نظامی آمریکا از تیررس حملات ایران دور نماند.
در روزهای نخست جنگ، رسانههای نزدیک به کاخ سفید و مقامهای پنتاگون تلاش میکردند چنین القا کنند که سامانههای پدافندی آمریکا و اسرائیل تقریبا همه حملات ایران را رهگیری کردهاند و خسارات واردشده محدود است اما اکنون با گذشت زمان، گزارشهای رسانههای معتبر غرب، یکی پس از دیگری روایت رسمی واشنگتن را زیر سؤال میبرد.
در تازهترین نمونه، روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی مفصل که بر اساس صحتسنجی تصاویر ماهوارهای تهیه شده، به صراحت اذعان کرد دستکم ۱۸ پایگاه و مرکز نظامی آمریکا در ۷ کشور منطقه هدف حملات ایران و محور مقاومت قرار گرفته و خسارت دیدهاند. اهمیت این گزارش از آن جهت است که رسانه آمریکایی تأکید میکند تصاویر منتشرشده توسط رسانههای ایرانی را با تصاویر شرکتهای ماهوارهای اروپایی تطبیق داده که تمام ادعاهای ایران درباره اصابتها و تخریبها را تأیید میکند.
طبق این گزارش، کاخ سفید حتی از شرکتهای ماهوارهای آمریکایی خواسته بود تصاویر مربوط به پایگاههای نظامی در غرب آسیا و خلیج فارس را محدود یا حذف کنند تا ابعاد واقعی خسارات آشکار نشود. با این حال، تصاویر ماهوارهای شرکتهای اروپایی که تحت این محدودیتها نبودند، نشان داد ادعاهای ایران درباره اصابت به اهداف نظامی آمریکا صحت داشته است.
نیویورکتایمز در بخشی از گزارش خود به پایگاه هوایی «شاهزاده سلطان» در عربستان اشاره میکند؛ یکی از مهمترین مراکز عملیاتی آمریکا در منطقه. بر اساس تصاویر ماهوارهای، چندین ساختمان و تأسیسات این پایگاه هدف قرار گرفته و تخریب شدهاند. تصاویر تطبیقی نشان میدهد تعدادی از ساختمانهایی که پیش از حمله سالم بودند، پس از حملات پهپادی ایران به طور کامل از بین رفتهاند.
این رسانه همچنین به بحرین میپردازد؛ جایی که مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا و یکی از مهمترین مراکز فرماندهی دریایی واشنگتن در غرب آسیا قرار دارد. به نوشته نیویورکتایمز، زیرساختهای ارتباطی و راداری این پایگاه، هدف حملات پهپادی قرار گرفته است. تصاویر ماهوارهای، تخریب رادُمها، دیشهای ماهوارهای و انبارهای بزرگ را نشان میدهد. یکی از رادمهای اصلی این پایگاه نیز در حمله مستقیم پهپادی ویران شده است.
در بخش دیگری از گزارش، نیویورکتایمز به یک پایگاه مشترک آمریکایی- بحرینی اشاره میکند که وظیفه هماهنگی سامانههای پدافند هوایی را برعهده داشته است. طبق این گزارش، ۳ حمله جداگانه به این مرکز انجام شده که ۲ مورد آنها سامانههای راداری بسیار گرانقیمت را هدف گرفتهاند. آثار سوختگی و تخریب گسترده در تصاویر ماهوارهای کاملا قابل مشاهده است.
روزنامه آمریکایی همچنین از حملات مکرر به مواضع آمریکا در سوریه پرده برمیدارد. در شمال شرق سوریه، پایگاههایی که محل استقرار نظامیان تروریست آمریکایی بودند بارها هدف حملات نیروهای محور مقاومت قرار گرفتند. اگرچه آمریکا بخشی از نیروهایش را از این مناطق خارج کرده بود اما تصاویر ماهوارهای نشان میدهد زیرساختهای این مراکز دچار آسیب جدی شدهاند.
در عراق نیز کمپ «ویکتوری» در نزدیکی بغداد از جمله اهداف مهم حملات پهپادی بوده است. به نوشته نیویورکتایمز، در این حملات چندین ساختمان، انبار، مخازن سوخت، سامانههای راداری و حتی یک بالگرد بلکهاوک آمریکایی هدف قرار گرفته و منهدم شدهاند. ویدئوهای منتشرشده از سوی گروههای مقاومت عراق نیز مسیر پرواز پهپادها و دقت اصابتها را نشان میدهد.
این گزارش همچنین تأیید میکند برخی حملات ایران منجر به کشته شدن نظامیان آمریکایی شده است؛ از جمله حمله به یک مقر فرماندهی موقت در کویت که ۶ نظامی آمریکایی را به هلاکت رساند و حمله دیگری در عربستان که به هلاک شدن یک نظامی دیگر ارتش تروریست آمریکا منجر شد.
البته باید توجه داشت آمار تلفات واردشده به ارتش آمریکا به مراتب بیش از چیزی است که پنتاگون سعی در القای آن به عنوان آمار رسمی دارد.
نیویورکتایمز در ادامه به ارزیابی کارشناسان نظامی و دفاعی اشاره میکند؛ کارشناسانی که معتقدند اگرچه این حملات توان تهاجمی آمریکا را به طور کامل از بین نبرد اما آسیبپذیریهای عمیق و تازهای را در ساختار نظامی آن کشور در منطقه آشکار کرد.
این گزارش همچنین به هزینههای سرسامآور خسارات واردشده اشاره کرد. بر اساس برآورد تحلیلگران مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی آمریکا (CSIS)، تنها خسارات مربوط به تجهیزات و هواگردهای نابودشده، به بیش از یک میلیارد دلار میرسد. همچنین فقط تعمیر یا جایگزینی یک سامانه راداری آسیبدیده در اردن ۵۰۰ میلیون دلار هزینه خواهد داشت. تمام اینها در حالی است که پنتاگون همچنان از اعلام دقیق ابعاد خسارات واردشده به پایگاههای خود طفره میرود. مقامات وزارت جنگ آمریکا تاکنون از ارائه جزئیات کامل درباره تعداد مراکز آسیبدیده، میزان تجهیزات از دست رفته و حجم واقعی تلفات خودداری کردهاند. با این حال، گزارشهایی که به کنگره آمریکا ارائه شده، نشان میدهد برآورد اولیه پنتاگون از خسارات جنگ، رقمی معادل ۲۵ میلیارد دلار است؛ عددی که بسیاری از تحلیلگران معتقدند با آنکه بسیار بالاست ولی هنوز فاصله زیادی با واقعیت دارد.
گزارش اخیر نیویورکتایمز تنها چند روز پس از گزارش افشاگرانه روزنامه واشنگتنپست منتشر شد؛ گزارشی که آن هم روایت رسمی کاخ سفید درباره میزان خسارات را به چالش کشید. واشنگتنپست در گزارش خود تصریح کرده بود خسارات واردشده به پایگاههای آمریکا بسیار فراتر از چیزی است که دولت ترامپ و پنتاگون به صورت رسمی اعلام کردهاند.
بر اساس گزارش واشنگتنپست، در جریان حملات ایران، دستکم ۲۱۷ سازه و ۱۱ قطعه تجهیزات نظامی در ۱۵ پایگاه مختلف آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس آسیب دیده یا منهدم شدهاند. این خسارات طیف وسیعی از زیرساختهای حیاتی نظامی آمریکا را شامل میشود؛ از آشیانههای هواپیما و پادگانها گرفته تا انبارهای سوخت، هواپیماهای نظامی، سامانههای راداری، مراکز ارتباطی و سامانههای پدافند هوایی.
واشنگتنپست به طور مشخص تأکید میکند شدت تخریبها بسیار فراتر از آمارهایی است که پیشتر دولت ترامپ یا رسانههای جریان اصلی آمریکا مطرح کرده بودند. به نوشته این روزنامه آمریکایی، برخی پایگاهها به قدری آسیب دیدهاند که ادامه استقرار نظامیان آمریکایی در آنها عملا غیرممکن یا بسیار پرریسک است. این نکته شاید مهمترین بخش گزارش واشنگتنپست باشد، زیرا نشان میدهد مساله صرفا چند حمله نمادین یا خسارت محدود نیست، بلکه ساختار حضور نظامی آمریکا در منطقه با یک بحران جدی امنیتی مواجه شده است. شبکهای از پایگاهها که سالها به عنوان نماد برتری و سلطه نظامی آمریکا در غرب آسیا شناخته میشد، اکنون به هدفی آسیبپذیر در برابر پهپادها و موشکهای ارزانقیمت ایران تبدیل شده است.
در واقع، آنچه امروز رسانههای آمریکا ناچار به اعتراف تدریجی درباره آن شدهاند، آن است که جنگ اخیر نهتنها به تحقق اهداف اعلامی واشنگتن و تلآویو منجر نشد، بلکه معادلات بازدارندگی در منطقه را نیز دگرگون کرد. آمریکا و رژیم اشغالگر با تصور نابودی سریع ایران وارد جنگ شدند اما اکنون خود با شبکهای از پایگاههای آسیبدیده، هزینههای مالی سنگین، بحران امنیتی در منطقه و تزلزل جدی در بازدارندگی مواجهند.
آنچه در هفتهها و ماههای آینده احتمالا بیش از پیش آشکار خواهد شد، ابعاد واقعی همین خسارات و پیامدهای راهبردی آن برای حضور آمریکا در منطقه است؛ حضوری که زمانی مهمترین دارایی ژئوپلیتیک واشنگتن در غرب آسیا محسوب میشد اما اکنون بیش از هر زمان دیگری به یک نقطه ضعف پرهزینه و آسیبپذیر تبدیل شده است. همه اینها در شرایطی است که با گذشت ۱۰ هفته از آغاز جنگ و به رغم تلاشهای متعدد آمریکا، تنگه هرمز همچنان تحت کنترل و اقتدار کامل نیروهای مسلح ایران است./ وطن امروز



